تبليغاتX
. . . در جستجو تردبِد نکن
وقتی که . . .

وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم.

وقتی که دیگررفت

من به انتظار آمدنش نشستم.

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم.

وقتی او تمام کرد

من شروع کردم.

وقتی او تمام شد

من آغاز شدم.

و چه سخت است.

تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است,

مثل تنها مردن!

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در 85/09/27ساعت 12:21 توسط mohyaf |

مناجاتی با خود
همیشه همه چیز آنطور که می نماید نیست.

تفاوت هاست از واقعیت و حقیقت.

از ظاهر تا باطن .

از تو تا من.

از آن چیز که ما می سازیم و آن چیز که ما می خواهیم.

چه کسی خوب را نمی خواهد؟؟؟؟؟

و چه کسی بد را می خواهد؟؟؟؟؟!!

من هنوز منتظرم . . .

منتظر دیداری از جنس خدا.

پس تو ای دوست به خوداا که تو خوبی و بهترین.

به زیبائی "یک قطره اشک" قسم:

عمو یادگار.مرد کینه دار:خوابی یا بیدار مستی یا هوشیار

+ نوشته شده در 85/09/27ساعت 11:56 توسط mohyaf |

چیزی که باید هر کسی بدونه ولی . . .
اصولا اساسی ترین چیزی که هر کسی باید بدونه و اگر ندونه که اصلا غلط کرده که ندونه و اصلا من نمی دونم چرا هر کی به ما می رسه نمی دونه و شایدم دونستن و ندونستنش فرقی به حالش نکنه و من فکر می کنم که باید بدونه ، بازم می گم من فکر می کنم که باید بدونه اینه که . . .

اه ، اصلا یادم رفت چی می خواستم بگم.

ولش کن اصلا هر کی می خواد بدونه بدونه ، نمی خواد ندونه ندونه.

 من فقط فکر خودمو گفتم. شایدم نگفتم. نمی دونم.

+ نوشته شده در 85/09/20ساعت 22:31 توسط mohyaf |

مناجات
چه ساده گفتم که . . .

                  ولی  تو. . .

چه صادقانه گفتم که . . .

                 ولی تو . . .

آخرین لحظه پر لذت ترین لحظه و غمین ترین لحظه بود.

با منی برای همیشه چه با قلبت چه با فکرت چه با نگاهت ، نمی دانم . . .

ولی همیشه با منی ای آشنا ترین غریبه ی دوست داشتنی.

+ نوشته شده در 85/09/20ساعت 12:26 توسط mohyaf |

داداشی شنید...
سه کبریت یکی بعد از دیگری در شب روشن شده است...

اولی برای دیدن چهره ات.

دومی برای دیدن چشمهایت.

آخری برای دیدن دهانت.

....

و تاریکی محض برای یادآوری همه اینها و فشردنت در میان بازوانم...

 

+ نوشته شده در 85/09/17ساعت 14:17 توسط mohyaf |

جوابیه به سکوت

تو هم خیلی بدی !!؟!؟!؟!؟!؟!

+ نوشته شده در 85/09/16ساعت 15:56 توسط mohyaf |

جوابیه به خودم
تو به چی فکر می کنی؟

بعضی وقتا بعضی کارا می کنی که . . .

خیلی وقتا خیلی کارا رو باید انجام بدی که . . .

تو چ ته !!؟؟!؟!؟؟!؟!

هووووووووووووووووو احمق با توام.

درست برخورد کن مثل برخورد یه تیکه سنگ به شیشه . . .

بشکن . بشکنش شاید راهش همینه.

شایدم این راهش نیست .

هر چی که هست بی خیال فعلا می خوام برم بروجرد و بعد همدان پس نمی خواد الان به اینا فکر کنی.

کارت واجب تر از خودته.

برو گمشو فکر نون باش که اسهال نگیری برینی به اوضات.

+ نوشته شده در 85/09/14ساعت 13:3 توسط mohyaf |

همه گفت:

آیا در جهان چیزی ست غمین تر از

قطاری ایستاده در باران؟!؟!؟!؟!؟!؟

+ نوشته شده در 85/09/10ساعت 13:49 توسط mohyaf |

دزدیه شده از راحیلا
یک قضیه وقتی تمام میشود، دیگر نه دوباره شروع میشود و نه کِش می آید. فقط تمام میشود. زیرا فقط میتواند تمام شود. مثل عشقبازی با فاحشه ها. شاید هم مانند نوای دلنشین ترومپت!
+ نوشته شده در 85/09/10ساعت 13:38 توسط mohyaf |

دزدیده شده از عارفانه ها

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد                

 

               نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

 

چه خواهد ساخت          

 

               ولی بسيار مشتاقم

 

که از خاک گلويم سوتکی سازد              

 

           گلويم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازيگوش

 

و او يکريز و پی در پی            

 

                  دم گرم خودش را بر گلويم سخت بفشارد

 

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد                  

                                           بدين سان بشکند در من ، سکوت مرگبارم ر ا

+ نوشته شده در 85/09/08ساعت 3:55 توسط mohyaf |

با تو هستم . هووووووووووو گوش کن!
خیلی داری اذیتم می کنی.

واقعا نمی دونم باید دیگه چه کار کنم.

من فکر می کنم دارم درست برخورد می کنم ولی از تو برخورد درستی نمی بینم.

نمی دونم

نمی دونم دیگه باید چه کار کنم.

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا یکی به داد من برسه.

+ نوشته شده در 85/09/08ساعت 3:45 توسط mohyaf |

دزدی از فریاد بی صدا

خیال کردم تو هم درد آشنایی 

به دل گفتم تو هم همدرد مایی

خیال کردم تو هم در وادی عشق

اسیر حسرت و رنج و بلایی

ندونستم تو بی مهر و وفایی

نفهمیدم گرفتار هوایی

ندونستم پس دیدار شیرین

نهفته چهره ی تلخ جدایی

تو که گفتی دلت عاشق ترینه

دلت عاشق ترین قلب زمینه

همیشه مهربونه با دل من

برای قلب تنهام همنشینه

چرا پس دل به تیر بی وفایی

شده قربانیت بی خون بهایی

نفهمیدی امید نا امیدی؟

رها کردی دلم رفتی کجایی؟

ز بس آزار دادی روز و شب دل

دل دیوانه ام آخر شد عاقل

دل غافل شد عاقل دست برداشت

ز امید خیالی خام و باطل...

+ نوشته شده در 85/09/06ساعت 2:5 توسط mohyaf |

درد و دلی دیگر . . .
با سلام صمیمانه و گرم و دلچسب (حداقل برا خودم)

می دونید من چقدر زحمت کشیدم و یک مناجات از وبلاگ در جستجوی حقیقت جهان دزدیدم و شما میاید و می خونید و هر جا که چرت و پرت های این مغز دیوانمو ریختم بیرون نظر می دید و یه این پست بنده خدا نظر نمی دید.

سکوت تو که دیگه منو خوب می شناسی تو دیگه چرا به این پست نظر ندادی. برا همه آبجی شدی برا من زن داداش؟؟؟!؟!؟!؟!؟!

از تو انتظار نداشتم. باور کن اگه باور نمی کنی پس . . .

آبجی تنها تو هم مرا دریاب. دیدی که اون یکی آبجیم بهم خیانت کرد تو نکن.

با ما بی از آن باش که با خلق جهانی.

باشه؟؟؟

دستتون درد نکنه.

+ نوشته شده در 85/09/04ساعت 13:57 توسط mohyaf |

برای آبجی تنها آپ کردم
يگانگي قله تجربه است‌.
و تنهايي دره‌.
يگانگي نور به همراه دارد، شعله است.‌
تنهايي ظلمت است و خفقان.‌
تنهايي زماني است كه به ديگران نيازمندي‌;
يگانگي زماني است كه از وجود خود سرمست مي‌شوي.‌

+ نوشته شده در 85/09/03ساعت 18:19 توسط mohyaf |

کمک

سکوت کمکش کن میخواد ایستاده بمیره

+ نوشته شده در 85/09/01ساعت 10:46 توسط mohyaf |

مناجاتی دزدیده شده از خدا
به نام خداوند بخشندۀ مهربان
حاکم روز بزرگ قیامت
آنچه نزد اوست برای ما بهتر است از جلوه های این دنیا
بعد از مرگ به سوی او بازمیگردیم
به سوی خدایی که
پاک است و عیب و نقصی ندارد، ضعفی ندارد
همۀ ذرات جهان را او آفریده
به همۀ امور عالم آگاه است
سپاس و ستایش مخصوص اوست
که دیگران را به چه دلیل باید ستایش کرد؟
تنهاست و شریکی ندارد
که چه کسی قدرت شراکت با او دارد؟
مهربان است
خیرخواهترین برای انسان است
ما را به سوی خوبیها میخواند
دوست دارد که ما یک قدم در راه ضرر برنداریم
و هر نعمت و سختی که به ما میدهد برای همین منظور است.

پروردگارا به حق دوستیمان لطف بینهایتت را شامل حال من کن
که بسیار در این دوران به لطف و نزدیکی تو احتیاج دارم
به من دانایی عطا کن و سلامت جسم و ذهن
درد بزرگ من نادانی است
حقیقتهای بزرگی هست که هنوز پیدا نکرده ام
حقایقی از این جهان هستی
خدایا تو میدانی که تمام تلاش من پیدا کردن حقیقت است

+ نوشته شده در 85/09/01ساعت 10:33 توسط mohyaf |